جای یک زن باشد ..

زن ، سینه ی برجسته نیست
لب های قرمز
موی مش کرده
ابروی برداشته نیست
زن لباس سفید
شب با شکوه عروسی
بوی خوش قورمه سبزی
هوس شب های جمعه
قرار تاریک کوچه ی پشتی توی یک ماشین نیست
... زن
خونریزی
کمردرد ماهیانه
پوکی استخوان
ضعیفه ی پا به ماه
حالت تهوع
استفراغ
دردهای کشنده ی زایمان
مادر بچه ها نیست
زن عصای روز پیری
پرستار وقت مریضی
رفیق پای منقل
مزه بیار عرق شب نشینی های دوستانه نیست
زن وجود دارد
روح دارد
قدرت
جسارت
پابه پای یک مرد زور دارد
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد
زن همیشه
همه جا
حضور دارد
و اگر تمام اینها یادت رفت
تنها یک چیز را بخاطر داشته باش
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده
که بتواند یک روز
فقط یک روز
جای یک زن باشد ..

فراموشی چشمهایت

دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمهایت نمی خورد

هر پک که می زنم


تو دود می شوی


من "آه" می شوم


دیوار می شوی می ایستی جلوی چشمانم


و دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمانت نمی خورد


پ.ن : یك نفر اینجا،به اندازه ی تمام یک نفر های دنیا٬ دلش گرفته است...


ته نوشت۱ : کاش می توانستم دست اتفاق را بگیرم که نیفتد

ته نوشت۲ : ای زندگی بردار دست از امتحان‌ام/چیزی نه می‌دانم،نه می‌خواهم بدانم!

قضاوت

به سلامتی خودم

یک وقتایی هست که باید لم بدی یه گوشه
جریان زندگیت رو فقط مرور کنی
بعدشم بگی
به سلامتی خودم که اینقدر
تحمل داشتم ..!

......

مراقب حرفهایتان باشید. . . . !وقتی گفته شده اند فقط قابل بخششند نه فراموش شدن. . . . .. !

سکوت  اجباری

سرشارم از سکوت اجباری .....

وای از آن روزی که قفل اجبار بشکند !

همه را می شکنم ... !!!

دو  گرگ

سرخپوستی پیر به فرزندخود گفت:
فرزندم ... در درون ما بین دو گرگ جنگی بر پاست...
یکی از گرگ ها شیطانی به تمام معنا ، عصبانی ،دروغگو، حسود ، حریص و پست ...
گرگ دیگر آرام ،خوشحال، امیدوار،فروتن و راستگو ....
  فرزندکمی فکر کرد و پرسید:
پدر کدام یک پیروز است؟؟؟؟
پدر بی درنگ گفت: همانی که تو به او غذا می دهی .

خداوندا

خداوندا ....

پروردگار خوب من ... امشب شب قدر است
شب رحمت ... بخشش و مهربانی و لطف توست
از روی کرم به من سلامتی بخش ،شادی نصیبم
گردان ، موفقیت و طراوت ، قدرت درک زیبایی
نعمت هایت را اعطا کن .تا شکر گزار آنها باشم .
به عزیزانم مهربانی کنم و امروز را برای آنها
زیبا گردانم و همه را دوست بدارم . بیماران را شفای
عاجل اعطا کن . تو مهربان تر از آنی که دعای
مرا مستجاب نکنی . ( آمین )

دعا میکنم

دعا میکنم زیر این سقف بلند ؛
روی دامان زمین ....
هر کجا خسته شدی یا که پر غصه شدی !
دستی از غیب به دادت برسد ...

.

می دانم تو هم سختی کشیده ای و کارهایی کرده ای که هیچ کس

جز تو یارای انجامش را ندارد، صبوری کرده ای، اشک ریخته ای،

می دانم...

اما...

امروز روز تازه ایست، گذشته هر چه بود گذشت بیا امروز را از دست

ندهیم!

اگر چند بار دوباره شروع کرده ای این بار هم می توانی!

هیمشه امیدی هست تا آرزویی هست،

چون خدایی هست!!

جالب

پیرمرد به منشی اش گفت:جمع کن ۱هفته بریم شمال،

منشی به شوهرش گفت: 1 هفته باید بره ماموریت،

شوهره به دوست دخترش گفت: 1هفته خونشون کسی نیست، ...

دوست دخترش به شاگرد خصوصیش گفت: 1هفته میره مرخصی،

شاگرده به بابابزرگش گفت: آقاجون 1 هفته تعطیلم میشه بریم شمال؟

پیرمرده زنگ زد قرارو کنسل کرد‬!!!!!!

شعور گاو

" آلوارو مونرو " ماتادور معروف اسپانیایى افتاد و گریه كرد...

چون فهمید كه حیوان نمى خواهد با او بجنگد...


به نگاه معصوم این حیوان نگاه کنید


گاهی شعور یک حیوان بیشتر از بعضی انسانهاست .


ای کاش تمام کسانی که به جنگ دامن میزنند به اندازه این گاو شعور داشتند...


ای کاش

سکته

√ همین روزها

سکته می کنم


آن هم از نوع مغزی اش !!


یاد تو لخته شده


در تمام رگ های سرم ...!!!

پینوكیو ...

خسته ام پینوكیو ...

این جا آدم ها دروغ های شاخدار می گویند

و دماغِ درازِ خود را جراحی پلاستیک می كنند"..

.
.

.

جایگزیـــن

این روزها فقط کافیه کمـــی حضور نداشته باشـی ، فراموشت نمی کنن

بلکه برات یه جایگزیـــن انتخابــــ میکننـــــــ که سرگرم بشن...

بعد تو دلشون میگـــن گور باباش که نیست ...!!

حسنك چه شد ؟؟؟؟

حاكمی بر مردمش گفت : صادقانه مشگلات تان را بگویید

حسنك بلند شد و گفت : گندم و شیر كه گفتی چه شد ؟

مسكن و كار چه شد؟

حاكم گفت ممنون كه مرا اگاه كردی

یكسال گذشت و دوباره حاكم گفت :صادقانه مشگلاتتان را بگویید

كسی چیزی نگفت

كسی نگفت گندم و كار و مسكن چه شد

تنها از میان جمع یك نفر گفت : حسنك چه شد ؟؟؟؟

خانوادم برای من از همه چیز با ارزش تره..

پسر : من رو بیشتر از خانواده ات دوست داری؟

دختر : نه

پسر : چرا؟

دختر : خوب گوش کن و بفهم

وقتی که شروع به راه رفتن کردم و زمین میخوردم,تو نبودی که من رو از زمین بلند کنی ولی مادرم بود....

... وقتی بیرون میرفتم تو نبودی که دستم رو بگیری ولی پدرم بود.

وقتی که گریه میکردم تو نبودی که اسباب بازی هات رو بهم بدی,ولی برادر و خواهرم بودن.

خانوادم برای من از همه چیز با ارزش تره..

"زن خیـــابانی "


به ازای هر یک زن ...


که به او برچسب " خیــــــابانی " زده میشود ...



پنجــــــاه "مرد خیابانی "وجود دارد که از آن زن ...



یک "زن خیـــابانی " بسازد ....

تاسف شدم وقتی ...

متاسف شدم وقتی ...

مردی مـُـرد...!!

هنگامی که زنش را ، در حال زنا دید...!!

متاسف شدم وقتی ، زنی ، شوهرش را دوست نداشت ، اما بچه دار شد...!!

متاسف شدم وقتی ، زنی ، شوهرش را دوست نداشت ، ولی به خاطر بچه هایش ماند...!!

متاسف شدم وقتی ،پسری، معشوقش را به خاطر پول ، از دست داد...!!

متاسف شدم وقتی ،دختر ، به خاطر شهوت نامردان باکره گیش را ، از دست داد...!!

متاسف شدم وقتی ، مردی ، ناموسش را ، به خاطر مواد، به حراج گذاشت...!!

متاسف شدم وقتی ، جوانی ، ایمانش را بخاطره پول ، از دست داد...!!


گــریــه

آدمــهــا

گــریــه می كنـنــد


نــه بخـــاطــر اینــكه ضعیــفـــ هستنـــد!


بـــلــكه


بخـــاطرــ اینـــكه مــدتـهـــا


قــوی بــوده انــــد...!!!

تـــجــارت

ایـنـــجـا
فـــــقــــط
واژه می فـــُـــروشــــیـم
و
ســــُـکــوت می خــریــم
چــه تـــجــارت درد نـــاکی ســـت ...


مردان سرزمین من بی وجود اند ...

برای باغیرت بودن باید وجود داشت

مردان سرزمین من بی غیرت نیستند

آنها بی وجودند ؛

آنجا که دختر شهرشان را برای تجاوز با لباس قانون می برند

و موهایش را همچون افسار اسب می کشند ،

در برابر زجه ها و فریاد هایی که از حنجره اش بیرون میزند

تنها سکوت می کنند ، فیلم میگیرند و کمی فحش بلغور می کنند

مردان سرزمین من بی غیرت نیستند

مردان سرزمین من بی وجود اند ...