اجازه بوسیدن

عشق واقعی وقتیه که دختر به سادگی چشماشو میبنده

و اجازه بوسیدن میده اما پسر پیشونی دختر رو میبوسه…

.

پدر .....

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ،میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده!


وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره! اما هیچ چی نمیگه!


وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری ....


پدر .....


(گذاشتن این مطلب واقعا برام سخت بود ، اشک ریختم... )

غیبت

مولا علی (ع) :

از غیبت بپرهیز که غیبت کردن تو را با خدا و مردم دشمن می کند

و اجر و پاداش کارهای تو را از بین می برد.

غررالحکم حدیث 2632

لطا گوسفند نباشید

این روزها احساس گوسفندی رو دارم که از ته جاده بیخبره

ولی مجبوره از فرامین چوپان محترم که همون سرنوشته اطاعت کنه

و به چریدن خودش ادامه بده!


در ایران باستان


در آیین زرتشت،

زن، نیمه مرد نیست و حقوق ، ارث و دیه او نیمه ارث ، دیه و حقوق مرد نیست،

بلکه برابری کامل با مرد را دار است و همانند مرد داوری میکند،

کدبانو و پوروچیستا نامیده می شود

و جانشین پادشاه و تا آن جایی که پادشاه هم می تواند باشد،

چنان که در زمان ساسانیان،

پوران دخت و آزرمیدخت، دختران خسرو پرویز به تخت پادشاهی نشستند.

در ایران باستان، ارج و ورجی که مرد داشت، زن هم به همان اندازه برابر مرد داشت

دهه شصتیاش و اونایی که این چرخ و فلک یادشونه لایکو برن...

واستا دنیا من میخوام پیاده شم
-همینجا...؟
+ بله لطفا! چند میشه؟
-کجا سوار شدی؟
+ دهه شصت بود
-برو داداش... صلوات بفرست :|
به سلامتی ....... نمیدونم

دهه شصتیاش و اونایی که این چرخ و فلک یادشونه لایکو برن...

از یاد رفته

پول های " تانخورده" را
" تا" کرد
امسال هم نوه ها به دیدارش نیامدند...


عاشقی

میخواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم

که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی یادت نمیرود باید عاشقی کنی


کاش من اینگونه عاشق بودم ..... ای کاش ...

آدما از آدما زود سیر میشن ....

-- آدما از آدما زود سیر میشن

آدما از عشق هم دلگیر میشن

آدما رو عشقشون پا میذارن

آدما آدمو تنها میذارن

منو دیگه نمیخوای خوب میدونم تو کتاب دلت اینو میخونم

منو دیگه نمیخوای خوب میدونم تو کتاب دلت اینو میخونم

یادته اون عشق رسوا

یادته اون همه دیوونگی ها

یادته تو میگفتی که گناه مقدسه...

اول و آخر هر عشق هوسه

آدما آی آدمای روزگار چی میمونه از شماها یادگار

آدما آی آدمای روزگار چی میمونه از شماها یادگار

دیگه از بگو مگو خسته شدم من از اون قلب دو رو خسته شدم

قصه

قصه از آنجا شروع شد :

 که از عادت کردن فرار کردم ....

و به فرار ؛ عادت کردم ... !!

عجایب سیگار

از عجایب سیگار

همین بس كه


آتشش آرامت میکند


در برابر کسی


كه دلت را آتش زده...!!!


مزرعه


احساس است

مزرعه كه نیست هی شخمش میزنی لعنتی!


اگر میخندم از اجبار عکاس است وگرنه… من کجا…؟؟؟ خنده کجا…؟؟

شکست….

شکست….

” یعنی اینکه خط مستقیم ما شکسته شده است


و حالا باید از نقطه ای دیگر راهمان را ادامه دهیم….”.

....

اگر روزى دشمن پیدا کردى، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودى

اگر روزى تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند؛


اگر روزى خیانت دیدى، بدان قیمتت بالاست


اگر روزى ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت بیشترى میخواهد

ما به هم محتاجیم

ما به هم محتاجیم
مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین
مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
مثل ما به آدما
مثل ماهیا به آب
مثل آدم به هوا
ما به هم محتاجیم


بلندم کن!!

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد

اما


تو که دستت به زمینت می رسد


بلندم کن!!

منحوس

از دنیای هفت رنگ آدمیان

روزگار هفت خطی ها


از آنانکه پشتِ نقابِ هفت قلم آرایش


پنهان شده اند


از هفت روز هفته ای که


تکرارِ مکرراتند


چگونه میشود نجات یافت؟


چه وقت هفت مقدس


اینگونه منحوس شد؟

لی لی

من از بازی هفت سنگ بدم میاد . . .

میترسم اینقدر سنگ رو سنگ بذاریم که بینمون دیوار بشه . . . !


بیا لی لی بازی کنیم که تو هرجا رفتی دوباره برگردی پیشم . . .


خطر ِ ریزش ِ اشک ...

نرسیده به بعضی خاطره ها ...

باید بنویسند :


آهسته به یاد بیاورید ...


خطر ِ ریزش ِ اشک ...


عذاب آورن

یه خیابونایی...

یه عطرایی...


یه آهنگایی...


یه تکیه کلامایی...


یه لباسایی...


یه کارایی...


یه روزایی...


یه پارکایی...


یه فیلمهایی...


یه عکسایی...


یه ...


اینا شاید هیچی نباشن،


اما گاهی خیلی عذاب آورن برای یه آدمایی!!!



به سلامتی

به سلامتی خط کشی وسط جاده که

تیکه تیکه میشن ولی تا آخر خط باهات میان


سلامتی همه دوستای عزیزم که بهترین هستن برای من...


.....

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

آن ســوی دنیــا!

مــی خــواهــم کمــی بــروم
آن ســوی دنیــا!
آنجــا کــه آسمــان،
پنجــره بیشتــر دارد
و خــدا هــم،
دیــدی بهتــر!

طنز

تصاویری از انواع روش های خوابیدن زن و شوهر بعد از بچه دارشدن!!


ادامه نوشته

بیراهه

مهم نیست که چقدر از راه رو ، با چه سرعتی و با چه کسانی رفتیم و

چقدر در طول مسیر خوش گذشته ... ، اگر دیدی راه به مقصد ختم


نمیشه و داشتی بیراهه رو بجای راه طی میکردی ... برگرد ...


خیلی ساده ؛


که در ادامه بیراهه رسیدن نیست ...



آخرین پک

تو یک حس کشنده ی لذت بخشی

مثل لیسیدن عسل از لبه ی شکسته ی لیوان


با کامی تلخ


از جویدن هزار بسته ته سیگار!


بیا آخرین پک را به من بزن


من هم دود میشوم همین روزها...‬


یکرنگ

گفتند عینک سیاهت را بردار

دنیا پر از زیباییست!!!


عینک را برداشتم..


......

وحشت کردم از هیاهوی رنگها

عینکم را بدهید


میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم

کوچه ی بن بست کناری...

عاشقم اهل همین کوچه ی بن بست کناری...

که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی...


تو کجا،کوچه کجا، پنچره ی بازکجا...


من کجا ،عشق کجا، طاقت آغاز کجا...


تو به لبخند و نگاهی...


من دلداده به آهی...


بنشستیم، تو در قلب و من خسته به چاهی...


گنه از کیست؟


ازآن پنجره باز؟


از آن چشم گنه کار؟


از آن خنده معصوم؟


از آن لحظه دیدار؟


عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید

با شمایم نشنیدید ؟ جوابم بدهید

تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید


تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد


دست کم آب ندادید سرابم بدهید


سال ها هست که این شهر به خود مست ندید


عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید


درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم


چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید


خواب تا مرگ،کسی گفت فقط یک نفس است


قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید


گفته بودید که هر جرم عذابی دارد


عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید







عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز

دخترک رفت ولی

زیر لب این را میگفت اویقینا پی معشوق خودش می اید..


پسرک ماند ولی


روی لبش زمزمه بود مطمئنا” که پشیمان شده بر میگردد..


عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز…