تبریک

بی اجازت دفتر  ۳۶۵ برگ جدیدت رو دادم به خدا

تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کنه

نوروز ۹۱ پیشاپیش مبارک


شکلکهای جالب و متنوع آروینشکلکهای جالب و متنوع آروینشکلکهای جالب و متنوع آروینشکلکهای جالب و متنوع آروینشکلکهای جالب و متنوع آروین


دوست ندارم مثله همه از خدا بخوام که توی زندگی هیچ غمی نباشه
چرا که شادیها در کنار غمهاست که معنا پیدا میکنه و زیبا میشه.
تنها از خدا میخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توی لحظه های زندگی
به همه ی مخلوقاتش عطا کنه،
که اون وقته که هیچ مشکلی توان شکستن ما رو نداره.
سال نو با دیدِ نو به زندگی و فرصتی دوباره برای بهتر زیستن
بر شما و خانواده تان خجسته باد.

کارت پستال های بسیار زیبا برای تبریک نوروز 1390 - www.RadsMs.com

ستاره بختتان بالا

سپیده صبحتان تابناک
سایه عمرتان بلند
ساز زندگیتان کوک
سرزمین دلتان سبز
سال جدید مبارک

شکلکهای جالب و متنوع آروین


با آرزوی ۱۲ ماه شادی
 ۵۲ هفته خنده
 ۳۶۵ روز سلامتی
 ۸۷۶۰ ساعت عشق
 ۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت
 ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی


کارت پستال های بسیار زیبا برای تبریک نوروز 1390 - www.RadsMs.com

مـــــاهیـــــ

بـــــالا و پایـــــین پـــــریـــــدنـــــم

از شـــــوقِ زنـــدگـــی نـــــیست،



مـــــاهیـــــ


رویـــــ خـــــاک


چـــــه مـــــی کـــــند؟!

“این نیـز”

راستـش را بگو

نکند تو همان “این نیـز” هستی


که همیشه می گذری . . . ؟

ایوب

خدایا ...

در لیست آدم هایت


اشتباهی شده است ...


اسم من که ایوب نیست ...

هر یک ازهفت سین ها نماد چی هستند؟

در این سفره (هفت سین) هفت، عدد جاودانگی و کمال است و چیزهایی که در سفره نوروز می گذارند در مناطق مختلف گوناگونی بسیار دارد. بسیاری نیز با آنچه در دیگر سفره ها می گذارند، مشترک است. شماری از اینها چنین است:

[تصویر: .bmp]

ادامه نوشته

فلسفه چهارشنبه سورى بروایت سياوش اوستا»

سور به معناى ميهمانى و جشن مى باشد و اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پريدن؟ براساس سروده هاى پيروز پارسى، حكيم فردوسى، سياوش فرزند كاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر ديگر را برمى گزيند، سودابه كه زنى زيبا و هوسباز بود عاشق سياوش مى شود:

ادامه نوشته

نامه به گوگل برای چهارشنبه سوری

گوگل براي اغلب مناسبت-هاي جهاني، لوگوي ويژه -اي را به-جاي لوگوي هميشه-گي-اش قرار مي-دهد. نوروز سال (1381) هم لوگوي نوروزي اين سايت در صفحه- اولش قرار گرفت اما بعدازآن ديگر اين كار تكرار نشد و حتا اين لوگو روي آرشيو لوگوهاي مناسبتي گوگل هم قرار نگرفت. ولي دو سال بعد با تلاش همه ايرانييان مخصوصا وبلاگ نويسان و سايتها اينترنتي و فرستادن ايميل وکامنت به سايت گوگل موفق شدن لوگوي اين جشن باستاني را در صفحه گوگل جا دهند واين رسم را به جهانيان معرفي کنند.وحال نوروزايراني هم مانند كريسمس و مراسم سال-نوي چيني-ها به-رسميت بشناسد.بیایید امسال نیز از گوگل درخواست کنیم تا برای اولین بار لوگوی خود را در شب
چهار شنبه سوری عوض کندوتاثیر این کار را دست کم نگیرید
متن زیر را به press@google.com ای-میل بزنید

متن انگلیسی



Another tradition of this day is to make special ajeel, or mixed nuts and berries. People wear disguises and chadors and go door to door knocking on doors. Receiving of the Ajeel is customary, as is receiving of a bucket of water.
We are a group of Iranian people and like anybody else we try to keep our culture alive and make it more popular for other countries. We are making a request to Google to design a logo for special events and celebrations. We request and ask you guys to design a logo for one of our most famous celebration called ‘’Charshanbeh Souri’’, which we use fireworks to celebrate it. This is an ancient Persian festival dating at least to 1700 BCE of the early Zoroastrian era and it holds in last Tuesday of the year and we start the new year by ending that night.
We believe Faravahar, the guardian angels for humans and also the spirits of dead would come back for reunion. These spirits were entertained as honoured guests in their old homes, and were bidden a formal ritual farewell at the dawn of the New Year
There is no religious significance attached to Chaharshanbeh Souri and it serves as a cultural festival for Persians, Persian Jews, Muslims, Armenians, Kurds, Turks and Zoroastrians alike.
There is no actual date to celebrate this yearly festival in Gregorian calendar but, it’s always from march 15th to March 29th.
The date of this celebration this year is 17 march.
At the end we’ll appreciate those people who take this responsibility and make a logo for this anniversary.
Thanks in advance

معنی فارسی :

ما گروهی از ایرانیان علاقمند به زنده نگه داشتن فرهنگ قدیم خود هستیم . نامه ای که برای گوگل مینویسیم به دلیل درخواستی است که از شما داریم .از آنجا که گوگل برای مناسبتها و جشن ها لوگوی اختصاصی طراحی میکند ، ما درخواست طراحی لوگوی مخصوص برای یکیاز جشنهای قدیمی خود را داریم به نام 4 شنبه سوری
برای اطلاع بیشتر از این جشن خلاصه ای از جشن در پایین آورده شدهاست :
جشن اتش یا 4 شنبه سوری :
در اخرین 4 شنبه سال ( 4 شنبه سوری) مردم در مکانهای عمومی اتش بزرگی برپا میکنند و اطراف آن به شادی و خواندن شعری میپردازند به امید اینکه با کمک نور و آتش در سال نو خوشی به آنها رو کند .
سرخی تو از من ، زردی من از تو .

این جشن نوعی خوش آمد گویی به امدن بهار جدید و باززایی طبیعت است .

این جشن و رسوماتش در ایران تاریخی بس طولانی دارد و توسط همه ایرانیان و اقوام ایرانی چه مسلمان ، زردشتی، ترک و کرد جشن گرفته میشود .
بنابراین از شما درخواست میشود لوگویی برای این جشن طراحی کنید .
ویزگی هایی که ارزشمندند و در طراحی لوگو میتوان استفاده کرد عبارتند از آتشی بزرگ ، گروههای افراد که در حال پریدن از روی آتش هستند.

آئين هاي چهارشنبه سوري يا شب چهار شنبه آخر سال در 2 قسم است :


يك قسمت از آن عمومي و مشترك در ميان تمامي مردم ايران است و قسمت ديگر آئين هاي مخصوصي است كه در يكي دو قرن اخير مردم آنها را بنياد نهاده اند .


[تصویر: emoticon-object-036.gif]
ادامه نوشته

معنی مادر …

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم … برادرم
گفت : چرا چتری با خود نبردی؟ … خواهرم
گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ …
پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی
متوجه خواهی شد…
اما مادرم در حالی که موهای
مراخشک می کرد گفت… باران احمق…
این است
معنی مادر … دکتر شریعتی

سخت نگیر!

گورستان با سکوتش میگوید:

سخت نگیر!


زندگی ارزش یک ثانیه اندوه را ندارد


عکس‌های فوری

این روز ها
دست برداشته‌ام از توجهِ بی‌ وقفه به حضور آدم ها
پرهیز می‌‌کنم از ثبتِ وجود‌هایی‌ که ماندگاری ندارند
این روز ها
تلخ تر از همیشه
از همه ی آدم‌ها بریده ام
...
همیشه با خودت تکرار کن
عکس‌های فوری خاطره نمی‌‌سازند

آتش

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری

افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم


زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از


آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

جالب

داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟
آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟
-
-
-
نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک روشنفکرم
مگه تا حالا مامان رو دیدی؟

کبریت

تولد انسان روشن شدن کبریتی است

و مرگش خاموشی آن!


بنگر در این فاصله چه کردی؟!!

گرما بخشیدی...؟!

یا سوزاندی...؟!!

باید بازی رو باخت

زندگی یعنی بازی. سه ، دو ، یک … سوت داور............ بازی شروع شد!!!

دویدی ، دست و پا زدی ، غرق شدی ، دل شکستی ، عاشق شدی ، بی رحم شدی ، مهربان شدی…

بچه بودی ، بزرگ شدی ، پیر شدی سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازی تمام شد... زندگی را باختی


اشکاتو پاک کن همسفر گاهی باید بازی رو باخت اما اینو یادت باشه باز می شه زندگی رو ساخت

فرق آنچه من می گویم با تو این است

فرق آنچه من می گویم با تو این است

که در برهوت ذهن من آب می‌ کارم و درخت روان می‌ سازم


من نمی‌ ترسم اگر باران بتابد و خورشید ببارد


من در دشت قایق می‌ رانم و در برکه اسب می‌ دوانم


من جنگلی‌ آبی می‌کشم مملو از رود‌های سبز و آرزو می‌ کنم


آرزو می‌ کنم که خدا کند دگر کسی آزادی بادبادک را برای دقیقه‌ای سرخوشی

به سرِ انگشتِ بازی ‌گره نزند

بی ارزش

سیگار بکش


مست کن



بغض کن



گریه کن



دق کن



ولی



با ادم بی ارزش درد و دل نکن... فهمیدی؟

آخه چشماش شبیه تو بود .................!

توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت
فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد

بچه‌ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد می کشیدند , قورتش بده

چون هیکلم بزرگ بود

اون هی‌ مشت میزد و من فقط دفاع می‌کردم

باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع می‌کردم

بالاخره یه خراش کوچیکی‌ توی صورتم افتاد

فرداش خواهرش به من گفت حد اقل تو هم یه مشت می‌زدی
روم نشد به عشقم بگم

آخه چشماش شبیه تو بود .................!

دریــا

همـه ی مــا مـسافریـم
فرصت فــهمیده ی مـا هــم

فـقط همین چند دقیقــه است.

یک عـمر دنــیا بـر مـا گـریست

یکـ لحظه هــم مـا بـه دنـیا بــخندیـم.

عـجیب است

تنـها او کـه مـخالف رودخـانه شـنا می کـند

بـه دریــا خواهــد رسیــــد.

لبریــــز

بعضی حرف ها را باید نوشت..

.


.


.


.


.



نه برای کســـــــــــــــــی که بخواند....


.


.


.


.


برای خالی کردن قلبـــــی که از حرف لبریــــز شده.....

درد دارَم

مــن زنــَــم
درد آور استـــ
مَــن آزاد نبــاشَـــم تــا تــو بــه گنــاه نیـــفتـی
قــوس هــای بَــدَنَـــم بــه چشــمهــایَـتـــ بیشتــَــر از تــفکــرم می آینـــد
و تـــو نـمی دانـی کــه مَــن متــفکـــرَم
درد دارَم

رها کردم

زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودندو از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند. دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: « من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»

آسمان باش

مادر پیر-مرا نكته ای زیبا گفت...

هر چه شب با من زیست از بد دنیا گفت…

گفت پروانه مشو,كه به سرگردانی ...

لای انگشت كتاب سالها می مانی..

.فكر طاووس مباش كه به عیبت خیزند...

از چه كژدم نشوی كه ز تو بگریزند...

گر شوی شعله شمع از تو می پرهیزند..

ور شوی اشك به چشم, زیر پایت ریزند…

زندگی آاینه نیست كه در او می نگری..

زندگی خاك ره است كه بر او می گذری…

گر چه غم همره توست , دل به اندوه مبند...

چون خم حافظ باش خون به دل باش و بخند....

نه زمین باش نه خاك –كه تورا خار كنند...

وانگهی ذهن تورا پر ز مردار كنند...

آسمان باش كه خلق به نگاهت بخرند..

وز پی دیدن تو سر به بالا ببرند

ای كاش...

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود...

گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود....

گاه دلم برای پاكی های كودكانه ی قلبم می گیرد....

گاهی دلم از رهگذرانی كه در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند، خسته می شود....

گاهی دلم از راهزنانی كه ناغافل دلم را می شكنند می گیرد....

گاهی آرزو می كنم ای كاش...

دلی نبود تا تنگ شود...

تا خسته شود... ...

تا بشكند

(كورش هخامنشی)

اگر میخواهی بدانی ثروتت چقدر است

پولهای خودت را مشمار,

قطره ای اشك بروی گونه ات بریز

تعداد دستانی كه ان را پاك میكنند ثروت توست

(كورش هخامنشی)

سکوت

حکایت من حکایت کسی بود که عاشق دریا بود،اما قایق نداشت!

دل باخته ی سفر بود،اما هم سفر نداشت!

حکایت کسی بود که زجر کشید،اما ضجه نزد!

زخم داشت،اما ننالید!

گریه کرد،اما اشک نریخت!

حکایت من حکایت کسی بود که پر از فریاد بود،

اما سکوت کرد تا همه ی صداها رو بشنود...

عاقلانه رفتار کن

ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم.

ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن.

و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن.

این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره.

اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست

نگذار کسی یک اولویت در زندگی تو بشه،

وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی اونی...

یک رابطه بهترین حالتش وقتیه دو طرف در تعادل باشن.

هیچوقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن.

چون کسی که تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره،

و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه

وقتی دائم میگی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمیشی.

وقتی دائم میگی وقت ندارم، بعد هیچوقت زمان پیدا نمی کنی.

وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی، اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد.

وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم،

ما دوتا انتخاب داریم.

برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم، یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال کنیم.

انتخاب با شماست..

وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.

وقتی ناراحتی جواب نده.

وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.

دوباره فکر کن..، عاقلانه رفتار کن.

فقط کمکش کردم که گریه کند"

تعدادى از متخصصان این پرسش را از گروهى از بچه هاى ٤ تا ٨ ساله پرسیدندکه: «عشق یعنى چه؟» پاسخ هایى که دریافت شد عمیق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اینجا بعضى از این پاسخ را براى شما می آوریم: هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. بنابراین، پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق. (ربکا، ٨ ساله) وقتى یک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانید که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد. (بیلى، ٤ ساله) عشق هنگامى است که یک دختر به صورتش عطر می زند و یک پسر به صورتش ادوکلن می زند و با هم بیرون می روند و همدیگر را بو می کنند. (کارل، ٥ ساله) عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می روید و بیشتر سیب زمینى سرخ کرده هایتان را به یکنفر می دهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد. (کریس، ٦ ساله) عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزه اش خوب است. (دنى، ٧ ساله) عشق هنگامى است که دو نفر همیشه همدیگر را می بوسند و وقتى از بوسیدن خسته شدند هنوز می خواهند در کنار هم باشند و با هم بیشتر حرف بزنند. مامان و باباى من اینجورى هستند. (امیلى، ٨ ساله) اگر می خواهید یاد بگیرید که چه جورى عشق بورزید باید از دوستى که ازش بدتان می آید شروع کنید. (نیکا، ٦ ساله) (ما به چند میلیون نیکاى دیگر در این سیاره نیاز داریم) عشق هنگامى است که به یکنفر بگوئید از پیراهنش خوشتان می آید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد. (نوئل، ٧ ساله) عشق شبیه یک پیرزن کوچولو و یک پیرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همدیگر را دوست دارند. (تامى، ٦ ساله) عشق هنگامى است که مامان بهترین تکه مرغ را به بابا میدهد. (الین، ٥ ساله) هنگامى که شما عاشق یک نفر باشید، مژه هایتان بالا و پائین میرود و ستاره هاى کوچک از بین آنها خارج می شود. (کارن، ٧ ساله) شما نباید به یکنفر بگوئید که عاشقش هستید مگر وقتى که واقعاً منظورتان همین باشد. اما اگر واقعاً منظورتان این است باید آن را زیاد بگوئید. مردم معمولاً فراموش میکنند. (جسیکا، ٨ ساله) و سرانجام ... برنده ما یک پسر چهارساله بود که پیرمرد همسایه شان به تازگى همسرش را از دست داده بود. پسرک وقتى گریه کردن پیرمرد را دید، به حیاط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسید به مرد همسایه چه گفتی؟ پسرک گفت: "هیچى، فقط کمکش کردم که گریه کند"

مثل ستاره کم نور

سعی کن

مثل خورشید


زیاد نور ندی


چون همه از نورت استفاده می کنن


ولی اصلا نگات نمی کنن؛


سعی کن


مثل ستاره کم نور بدی


تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن . . .


عاقبت ندارد

گفتند حکم ؟

ورق دست گرفتیم و خندیدیم


قرار شد حکم آفتابگردان باشد


تمام سر ها د...ست خورشید بود


زمین دست از ما گرفت ...


دو به دو


دل دادیم...


آسمان ، آس ِ /مان را برید


دو به / تک ... باختیم


بازی روبروی چشم های تو


عاقبت ندارد