سکوت
حکایت من حکایت کسی بود که عاشق دریا بود،اما قایق نداشت!
دل باخته ی سفر بود،اما هم سفر نداشت!
حکایت کسی بود که زجر کشید،اما ضجه نزد!
زخم داشت،اما ننالید!
گریه کرد،اما اشک نریخت!
حکایت من حکایت کسی بود که پر از فریاد بود،
اما سکوت کرد تا همه ی صداها رو بشنود...
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:57 توسط سکوت
|