فراموشی چشمهایت
دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمهایت نمی خورد
هر پک که می زنم
تو دود می شوی
من "آه" می شوم
دیوار می شوی می ایستی جلوی چشمانم
و دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمانت نمی خورد
پ.ن : یك نفر اینجا،به اندازه ی تمام یک نفر های دنیا٬ دلش گرفته است...
ته نوشت۱ : کاش می توانستم دست اتفاق را بگیرم که نیفتد
ته نوشت۲ : ای زندگی بردار دست از امتحانام/چیزی نه میدانم،نه میخواهم بدانم!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:59 توسط سکوت
|