دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمهایت نمی خورد

هر پک که می زنم


تو دود می شوی


من "آه" می شوم


دیوار می شوی می ایستی جلوی چشمانم


و دیگر سیگار هم به درد فراموشی چشمانت نمی خورد


پ.ن : یك نفر اینجا،به اندازه ی تمام یک نفر های دنیا٬ دلش گرفته است...


ته نوشت۱ : کاش می توانستم دست اتفاق را بگیرم که نیفتد

ته نوشت۲ : ای زندگی بردار دست از امتحان‌ام/چیزی نه می‌دانم،نه می‌خواهم بدانم!