بی خیالی
من به انضمام درد هایم گریه میکنم ... " انفرادی "
و امثال تو، سلول به سلولِ تنشان را به یک سکس گروهی می بخشند!
گناه من است نه تو
که گریه ، گروهی نمی شود
گناه من است نه تو
پیکت را بالا بگیر و
مرا از پا بینداز !
بینداز به گریه
و به سلامتی فاحشه های شهر بخور
که هیچ کس جز خودشان را نخواهند فروخت ...
بی خیالی اگر جرم بود ، یکی یقه ی خدا را می گرفت !
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:28 توسط سکوت
|