من به انضمام درد هایم گریه میکنم ... " انفرادی "

و امثال تو، سلول به سلولِ تنشان را به یک سکس گروهی می بخشند!

گناه من است نه تو

که گریه ، گروهی نمی شود

گناه من است نه تو

پیکت را بالا بگیر و

مرا از پا بینداز !

بینداز به گریه

و به سلامتی فاحشه های شهر بخور

که هیچ کس جز خودشان را نخواهند فروخت ...

بی خیالی اگر جرم بود ، یکی یقه ی خدا را می گرفت !