بخند
خیلی وقته چیزی ننوشتم! نه برای تو نه برای خودم..
خیلی وقته چیزی نخوندم ! نه برای تو نه برای خودم..
این روزا میگذرن و فقط گاهی به یادت می افتم, خیلی کمتر از گذشته , سهم تو از زندگی من خیلی کم شده..حسی برای فکر کردن نبود هر چی هم که بود , یه دنیا بی خیالی بود
از این جور نوشتن دیگه بدم نمیاد.
چون دیگه عشق تو نوشته هام نیست!(فاکتور لبخند)
اگه بخوام مثل گذشته بنوسم باید بگم:
از نبودنت,از نداشتنت,از این همه غروری که داشتی داغونم!
اما حالا دیگه اینطور نیست..
حالا دیگه همه کنارم هستند,جای خالیت حس نمیشه!
دیگه با این جمله ها کنار اومدم,بخونش:
تو نبودی
نیومدی
نیستی!
گاهی دلم می خواد فریاد بزنمو بهت بگم:
دیونه مغرور فکر میکنی کی هستی؟!
اما حالا به اون حرفا میخندم, مگه مهمه کی هستی؟!
قبلا تو دلیل تموم این نوشته ها و لحظه ها بودی!اما حالا فقط بخشی از خاطرات گذشته ای
گذشته ای که دیگه ازش رد شدیم
حالا کنار اومدم با نداشتنت, این نداشتن رو مثل همه باید ها قبول می کنم
به خار و مادر قسمت و سرنوشتم دیگه فحش نمیدم!
گذشته , گذشته! تو همیشه میتونی به دیونگی هام بخندی ..
خوب بخند! به من چه..!!
خیلی وقته چیزی نخوندم ! نه برای تو نه برای خودم..
این روزا میگذرن و فقط گاهی به یادت می افتم, خیلی کمتر از گذشته , سهم تو از زندگی من خیلی کم شده..حسی برای فکر کردن نبود هر چی هم که بود , یه دنیا بی خیالی بود
از این جور نوشتن دیگه بدم نمیاد.
چون دیگه عشق تو نوشته هام نیست!(فاکتور لبخند)
اگه بخوام مثل گذشته بنوسم باید بگم:
از نبودنت,از نداشتنت,از این همه غروری که داشتی داغونم!
اما حالا دیگه اینطور نیست..
حالا دیگه همه کنارم هستند,جای خالیت حس نمیشه!
دیگه با این جمله ها کنار اومدم,بخونش:
تو نبودی
نیومدی
نیستی!
گاهی دلم می خواد فریاد بزنمو بهت بگم:
دیونه مغرور فکر میکنی کی هستی؟!
اما حالا به اون حرفا میخندم, مگه مهمه کی هستی؟!
قبلا تو دلیل تموم این نوشته ها و لحظه ها بودی!اما حالا فقط بخشی از خاطرات گذشته ای
گذشته ای که دیگه ازش رد شدیم
حالا کنار اومدم با نداشتنت, این نداشتن رو مثل همه باید ها قبول می کنم
به خار و مادر قسمت و سرنوشتم دیگه فحش نمیدم!
گذشته , گذشته! تو همیشه میتونی به دیونگی هام بخندی ..
خوب بخند! به من چه..!!
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:41 توسط سکوت
|