فاحشه
فاحشه ای پیر نگاه خسته اش را به زمین دوخته بود....
سیگارش بین انگشتانش دود میشد و آهسته زمزمه می کرد.....
روز قیامت خدا شاید مرا ببخشد.....
امّا...............
من هرگز خدا را نمیبخشم......
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 16:27 توسط سکوت
|