دنیای این روزای من
دنیای این روزای من ، هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو كه ، دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من ، درگیر تنهاییم شده
تنها مدارا میكنم ، دنیا عجب جایی شده
هر شب تو رویای خودم ، آغوشتو تن میكنم
آینده ی این خونه رو ،با شمع روشن میكنم
در حسرت فرای تو ، تقویمم رو پر میكنم
هر روز این تنهایی رو ، فردا تصور میكنم
بد تنگه این روزای من ، حتی شبم تاریك نیست
اینجا به جز دوری تو ،چیزی به من نزدیك نیست
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:43 توسط سکوت
|