بغض
کاش می دانستم
چه کسی این سرنوشت را برایم بافت
آنوقت به او می گفتم
یقه را آنقدر تنگ بافته ای٫...
که بغض هایم را نمی توانم
فرو بدهم....
چه کسی این سرنوشت را برایم بافت
آنوقت به او می گفتم
یقه را آنقدر تنگ بافته ای٫...
که بغض هایم را نمی توانم
فرو بدهم....

+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان ۱۳۹۰ ساعت 15:31 توسط سکوت
|