نمی تونی فراموشش کنی ....
شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی!؟
به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم!؟
مگه کیه!؟
مگه واسم چیکار کرده!؟
مگه چی داره که از همه بهتر باشه!؟
... اصلاً من که خیلی از اون بهترم ...
بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی!؟
یهو .. یه چیزی یادت میاد ...
یه چیز خیلی کوچیک ...
یه خاطره ...
یه حرف ...
یه لبخند ...
یه نگاه ...
و بعد ...
همین ...
همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی
که نمی تونی فراموشش کنی ........
به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم!؟
مگه کیه!؟
مگه واسم چیکار کرده!؟
مگه چی داره که از همه بهتر باشه!؟
... اصلاً من که خیلی از اون بهترم ...
بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی!؟
یهو .. یه چیزی یادت میاد ...
یه چیز خیلی کوچیک ...
یه خاطره ...
یه حرف ...
یه لبخند ...
یه نگاه ...
و بعد ...
همین ...
همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی
که نمی تونی فراموشش کنی ........

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 22:40 توسط سکوت
|