از شــر ِ تمـام ِ این دلتنگی هـا ؟
بی خبـر میخواهی بروی !
من سر در گــُم ِ این رفتن
زمینُ زمـان را لعنت می کنـ َم
مگـر قرار نبود ، بـانویـ َت
پنـاه بیـاوَرد به آغوش ِ تـُـ
از شــر ِ تمـام ِ این دلتنگی هـا ؟
من سر در گــُم ِ این رفتن
زمینُ زمـان را لعنت می کنـ َم
مگـر قرار نبود ، بـانویـ َت
پنـاه بیـاوَرد به آغوش ِ تـُـ
از شــر ِ تمـام ِ این دلتنگی هـا ؟

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23:2 توسط سکوت
|