کافرم کرد
من خسته شده ام شازده
از این همه عاشقی بی جواب
از هوای این شهری...... که هوای تو را ندارد
دیگر وقتش رسیده تا کوچ کنم
اگر آمدی...... و نبودم
قرارمان .............حوالی اخرین بوسه
انجا که چشمانت کافرم کرد ....
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 23:16 توسط سکوت
|