زن بودن خیلی قشنگه!

چیزی که شجاعت تموم نشدنی میخواد،

شجاعت رو به رو شدن با ترس ها و تکرار بی تفاوتی

، شهامت تاوان پس دادن و پرداخت هزینه متفاوت بودن

در جسارت انتخاب راهی پر از ریسک

اما خودخواسته بدون ترس از برچسب خوردن و قضاوت شدن

همون نگاه های سنگین و حساب و کتاب های به ظاهر مردونه،

برای جنگی که شاید هیچ پایانی نداره!…

با دیدن در ایینه چشمات، با خودش فکر میکنه

که منم همون راهی رو میرفتم که تو رفتی، با این تفاوت

که هر انچه تو دیدی، من نمیبینم…

تنها ایینه ای برای یاداوری و دیدن…

اسیب دیده ام ، اما کم نشدم