هرزه
هرزه می نامی دختری را که تار مویی بیرون روسری دارد
یا سیگاری به دست
یا دست عاشقی... در دست
ولی من هرزه تو را می خوانم
که هر سخن بی اساسی با ذهن ات همبستر می شود
و افکاری این چنین حرام زاده در دامنت می پروراند
یا سیگاری به دست
یا دست عاشقی... در دست
ولی من هرزه تو را می خوانم
که هر سخن بی اساسی با ذهن ات همبستر می شود
و افکاری این چنین حرام زاده در دامنت می پروراند
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 22:28 توسط سکوت
|