♥ღ♥تنهایی سکوت♥ღ♥
سلام....
اومد نمیدونم از چی بگم از کی بگم فقط میدونم که خسته ام از همه چیز اصلا دیگه نمیکشم برم احساس مس کنم که کم دارم میارم دیگه نفسهای آخرمه
خدایا کجای نمیبینی خدا جون میدونم بنده ی خوبی نبودم واست میدونم هروقت گیر افتادم اومدم پیشت
اما الان بد داغونم اخه خودمم نمیدونم چم شده یه جورای بی هدف شدم کار شده بخوابم بیدار شم ذا درست کنم بیام نت با چندتا بیکار تر از خودم چت کنم برم دانشگاه خب که چی اخرش چی میشه
نمیدونم خیلی بده که ادم کم بیاره
بیهیال فعلا میرم تا بعد بای
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 20:13 توسط سکوت
|