من دیگر بازی نمی کنم...
روحم میخواهد برود..
یک گوشه بنشیند...
پشتش را بکند به دنیا...
پاهایش را بغل کند و بلند بلند بگوید:
من دیگر بازی نمی کنم...
+ نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 14:59 توسط سکوت
|
روحم میخواهد برود..
یک گوشه بنشیند...
پشتش را بکند به دنیا...
پاهایش را بغل کند و بلند بلند بگوید:
من دیگر بازی نمی کنم...