گاهی از انسان بودنــــــــم شرم میکنم

گاهی می خواهم انســــــــــان نباشم


گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم

... ... ...
اما دلــــــــــی را دفن نکنم ... !

گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بِدَرم


اما بدانم ، کــــــــارم از روی ذات من است نه از روی هوس ... !


خفاشی باشم که شبها گـــــــــردش کنم


با چشمهـــــــــای کور ،‌ اما خوابی را پرپر نکنم ... !


کلاغی باشم که قار قار کنم


پرهــــــــایم را رنگ نکنم و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم ...